تبلیغات اینترنتیclose
مايوس نشدن از رحمت خدا (زمر آيه 53)

درباره ما


اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَ اِلاّ مَنْ اَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ

خدايا از تو امان خواهم در آن روزى كه سود ندهد كسى را نه مال و نه فرزندان مگر آن كس كه دلى پاك به نزد خدا آورد

God will protect you from the day that will benefit Who will save the day, not mine and not the child But anyone who has a pure heart to God

سلام1

سلام دوستان

دسته بندی

آرشيو مطالب

آخرین نظرات خوانندگان

    عليسلام مطلب خوب و عالي بود. ...

آمار وبلاگ

» آنلاین : 1
» بازدید امروز : 2
» بازدید دیروز : 15
» بازدید هفته گذشته : 25
» بازدید ماه گذشته : 48
» بازدید سال گذشته : 525
» کل بازدید : 2664
» کل مطالب : 32
» نظرات : 1
» رنک گوگل :

لینک دوستان

نویسندگان

ابر برچسب ها

دعا رمضان روزه توبه غذا قرآن سحر نماز امام عبادت نوشيدني افطار نهج البلاغه دنيا اعمال ماه سفارش مرعشي شعبان صحيفه

اعتماد به خدا

اعتماد به خدا ...
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم،

بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری
بعد از چند روز به دوستی،

بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای،

اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم


دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست


را به او ببخشیم. او که یگانه است و شایسته

مايوس نشدن از رحمت خدا (زمر آيه 53)

درباره : مذهبی,قرآن, بازدید: 212


 

ترجمه المیزان: سوره زمر آیات 75 - 53

 


ترجمة الميزان ج : 17ص :421

 


قُلْ يَعِبَادِي الَّذِينَ أَسرَفُوا عَلي أَنفُسِهِمْ لا تَقْنَطوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِإِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوب جَمِيعاًإِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ‏(53)

وَ أَنِيبُوا إِلي رَبِّكُمْ وَ أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَاب ثُمَّ لا تُنصرُونَ‏(54)

وَ اتَّبِعُوا أَحْسنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكمُ الْعَذَاب بَغْتَةً وَ أَنتُمْ لا تَشعُرُونَ‏(55)

أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَحَسرَتي عَلي مَا فَرَّطت في جَنبِ اللَّهِ وَ إِن كُنت لَمِنَ السخِرِينَ‏(56) أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَاخ لَكنت مِنَ الْمُتَّقِينَ‏(57)

أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَي الْعَذَاب لَوْ أَنَّ لي كرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ‏(58)

بَلي قَدْ جَاءَتْك ءَايَتي فَكَذَّبْت بهَا وَ استَكْبرْت وَ كُنت مِنَ الْكَفِرِينَ‏(59)

وَ يَوْمَ الْقِيَمَةِ تَرَي الَّذِينَ كَذَبُوا عَلي اللَّهِ وُجُوهُهُم مُّسوَدَّةٌأَ لَيْس في جَهَنَّمَ مَثْوًي لِّلْمُتَكَبرِينَ‏(60)

وَ يُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوْا بِمَفَازَتِهِمْ لا يَمَسهُمُ السوءُ وَ لا هُمْ يحْزَنُونَ‏(61)

 

 

ترجمه آيات

 

بگو اي بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف كرديد از رحمت خدا نوميد مشويد كه خدا تمامي گناهان را مي‏آمرزد ، زيرا او آمرزنده رحيم است ( 53) .

 

و به سوي پروردگارتان رجوع نموده قبل از آنكه عذاب بر سرتان آيد و ديگر ياري نشويد ، تسليمش گرديد ( 54) .

 


ترجمة الميزان ج : 17ص :422

 

و آنچه را كه از ناحيه پروردگارتان نازل شده كه بهترين حديث است پيروي كنيد قبل از آنكه عذاب ناگهاني و بي خبر شما را بگيرد ( 55 ) .

 

بترسيد از روزي كه هر كسي به خود مي‏گويد : وا حسرتا بر من از آن ستم‏ها كه به درگاه خدا روا داشتم ، اعتراف مي‏كنم كه به راستي از مسخره كنندگان بودم ( 56) .

 

و يا مي‏گويد : اگر خدا هدايتم كرده بود از پرهيزكاران مي‏بودم ( 57) .

 

و يا وقتي عذاب را مي‏بيند مي‏گويد : ايكاش مي‏توانستم برگردم و از نيكوكاران مي‏شدم ( 58) .

 

در پاسخش مي‏گويند آري آيات من برايت بيامد و تو به آيات من تكذيب كردي و از پذيرفتن آن تكبر نمودي و اصولا از كافران بودي ( 59 ) .

 

و روز قيامت تكذيب كنندگان بر خدا را مي‏بيني كه رويشان سياه است آيا در دوزخ جايي براي متكبران نيست ( 60).

 

خدا كساني را كه براي رستگاريشان تقوا پيشه كردند نجات مي‏دهد و به چنين كساني عذاب نمي‏رسد و اندوهناك نمي‏گردند ( 61) .

 

بيان آيات

 

در اين آيات رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را دستور مي‏دهد كه مشركين را به اسلام و به پيروي از آنچه خدا نازل كرده دعوت كند و از عواقب اسرافشان بر نفس خود ، يعني از حسرت و ندامت روزي كه حسرت و ندامت سود نمي‏دهد .

 

برحذر دارد ، آري چگونه سود مي‏دهد با اينكه در دنيا از پذيرفتن حق ، استكبار ورزيدند .

 

و نيز به يادشان بياورد كه در آن روز متقين رستگاري و نجات و كفار خسران و آتش دارند .

 

و در لسان اين آيات لحن رأفت و رحمت به خوبي استفاده مي‏شود .

 

قل يا عبادي الذين أسرفوا علي انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ... در اين آيه رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) را دستور مي‏دهد تا مردم كافر را از طرف خداوند و با لفظ يا عبادي - اي بندگان من صدا بزند .

 

و اين تعبير نكته‏اي را هم به يادشان مي‏آورد و آن اين است كهچرا خدا كفار را به عبادت خود دعوت مي‏كند .

 

و نيز ترغيب آنان به پذيرفتن دعوت است ، اما يادآوري دليل دعوت براي اين است كه يادآوري كند كه ايشان عبد اويند و او مولاي ايشان است و حق مولي بر عبدش اين است كه او را عبادت كند و اوامرش را اطاعت كند ، پس مولي حق دارد كه او را به اطاعت و عبادت خود دعوت كند .

 


ترجمة الميزان ج : 17ص :423

 

و اما اينكه گفتيم ترغيب مي‏كند به اينكه دعوت را بپذيرند ، براي اينكه كلمه عباد را بر يا ي متكلم اضافه كرده ، مي‏فرمايد بندگان من و اين تعبير ايشان را بر مي‏انگيزد تا به ذيل رحمت و مغفرت او متمسك شوند .

 

الذين اسرفوا علي انفسهم - كلمه أسرفوا جمع غايب ماضي از مصدر اسراف است و - به طوري كه راغب گفته - اسراف به معناي تجاوز از حد در هر عملي است كه كسي انجام دهد ، هر چند كه در خصوص خرج كردن مال مشهورتر است ، و گويي در آيه مورد بحث متضمن معناي جنايت و يا معنايي قريب به آن نيز هست ، چون با كلمه علي متعدي شده .

 

و اسراف بر نفس تعدي بر نفس به جنايت كردن و به ارتكاب گناه است چه شرك باشد و چه گناهان كبيره و چه گناهان صغيره ، چون سياق اين عموميت را افاده مي‏كند .

 

جمعي از مفسرين گفته‏اند : مراد از عباد مؤمنانند ، چون كه در قرآن استعمال عبادي كه به يا ي متكلم اضافه شده در مؤمنين غلبه دارد .

 

پس معناي آيه چنين مي‏شود : بگو اي مؤمنيني كه مرتكب گناه شده‏ايد .

 

و ليكن اين حرف صحيح نيست ، براي اينكه آيه مورد بحث تا هفت آيه بعد از آن همه در يك سياق و متصل به يكديگرند ، و همه در مقام دعوتند ، و ما مي‏بينيم كه در ضمن اين آيات مي‏فرمايد : بلي قد جاءتك آياتي فكذبت بها و استكبرت - آري آيات من به سوي تو اي مشرك بيامد ، ولي تو آن را تكذيب كردي و استكبار ورزيدي و اين خود مثل تصريح است به اينكه كلمه عبادي در اول آيات ، شامل مشركين هم مي‏شود .

 

و اگر مي‏بينيم كه لفظ عبادي در چيزي بيشتر از ده مورد به معناي مؤمنان آمده ، همه اين موارد قرينه‏هايي در خود كلام همراه دارد كه نمي‏شود با بودن آن قرائن لفظ مزبور را اعم از مؤمن و مشرك گرفت ، ولي چنان هم نيست كه هر جايي بدون قرينه و مطلق استعمال شد ، باز منصرف به مؤمنين باشد ، همچنان كه مي‏بينيم در كلام خدا هر جا مطلق ذكر شده ، اعم از مؤمن و مشرك اراده شده است .

 

و كوتاه سخن آنكه شمول لفظ يا عبادي در آيه شريفه در مورد مشركين ، جاي هيچ ترديد نيست ، بلكه مي‏توان گفتاين نظريه كه كلمه يا عبادي در آيه مورد بحث به خاطر

 

ترجمة الميزان ج : 17ص :424

 

سياقي كه دارد مختص به مشركين است ، قابل قبول‏تر است از اينكه بگوييم مختص به مؤمنين است ، همچنان كه از ابن عباس هم نقل شده .

 

لا تقنطوا من رحمة الله - قنوط به معناي نوميدي است ، و مراد از رحمت در آيه مورد بحث به قرينه اينكه خطاب و دعوت در آن به گناهكاران است ، رحمت مربوط به آخرت است ، نه رحمت اعم از دنيا و آخرت و اين هم معلوم است كه از شؤون رحمت آخرت آن قسمت كه مورد احتياج مستقيم و بلا واسطه گناهكاران است ، همانا مغفرت خداست .

 

پس مي‏توان گفت مراد از رحمت در اينجا مغفرت است ، و به همين جهت نهي از نوميدي را با جمله ان الله يغفر الذنوب جميعا تعليل آورد .

 

در اين آيه شريفه التفاتي از تكلم عبادي ، به غيبت يغفر به كار رفته ، با اينكه جا داشت بفرمايد : اني اغفر - من مي‏آمرزم ، و اين التفات براي آن به كار رفته كه اشاره نمايد به اينكه : آن كسي كه مي‏گويد اي بندگان من از رحمت من نوميد نشويد الله است كه اسمايي حسني دارد كه از آن جمله است غفور و رحيم .

 

گويا فرموده : از رحمت من نوميد مشويد ، چون كه من الله هستم ، همه گناهان را مي‏آمرزم ، چون الله غفور و رحيم است .

 

ان الله يغفر الذنوب جميعا - اين جمله نهي از نوميدي را تعليل نموده و هم اعلام مي‏دارد كه تمامي گناهان قابل آمرزشند پس مغفرت خدا عام است ، ليكن آمرزش گناهان هر كسي سبب مي‏خواهد و به طور گزاف نمي‏باشد و آنچه كه قرآن سبب مغفرت معرفي فرموده دو چيز است : يكي شفاعت كه بحث آن در جلد اول اين كتاب گذشت و يكي هم توبه .

 

حال ببينيم در جمله مورد بحث كه گفتيم خطاب در آن به عموم بندگان خدا اعم از مشرك و مؤمن است ، كدام يك از اين دو سبب آمرزش است ؟ به طور مسلم شفاعت نمي‏تواند باشد ، چون شفاعت به نص قرآن كريم در آياتي چند شامل شرك نمي‏گردد و در سابق هم گفتيم كه آيه ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر مادون ذلك لمن يشاء ناظر به شفاعت است ، يعني مي‏فرمايد مادون شرك را براي كساني كه شفيع داشته باشند مي‏آمرزد .

 

ناگزير از آن دو سبب باقي مي‏ماند توبه و كلام خداي تعالي هم صريح در اين است كه خدا همه گناهان حتي شرك را هم با توبه مي‏آمرزد .

 

از اين هم كه بگذريم گفتيم كه آيات هفتگانه مورد بحث در يك سياق قرار دارد .

 


ترجمة الميزان ج : 17ص :425

 

كلامي است واحد و متصل به هم كه در آن نخست و بهعنوان زمينه چيني از نوميد شدن نهي مي‏كند و سپس امر به توبه و اسلام و عمل صالح مي‏فرمايد و آيه اولي كلامي مستقل و بريده از آيات بعد نيست تا كسي احتمال دهد عموم مغفرت مقيد به توبه و هيچ سبب ديگري كه فرض شود ، نشده .

 

و اين آيه شريفه يعني جمله ان الله يغفر الذنوب جميعا در بين مفسرين معركه آراء شده .

 

بعضي گفته‏اند : عموم مغفرت در آن مقيد است به غير از شرك و غير از گناهاني كه خدا وعده آتش به مرتكبين آنها داده و اما به توبه مقيد نيست ، در نتيجه عموم آيه تنها شامل گناهان صغيره مي‏شود .

 

دسته‏اي ديگر گفته‏اند : اطلاق مغفرت نه مقيد به توبه است ، و نه به هيچ قيدي ديگر از اسباب مغفرت .

 

چيزي كه هست اين عده ، اطلاق مزبور را مقيد به غير شرك كرده‏اند ، چون آيه ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر مادون ذلك لمن يشاء صريح در اين است كه شرك آمرزيده نمي‏شود ، آنگاه نتيجه گرفته‏اند ، كه مغفرت عموميت دارد هر چند كه سبب مخصصي مانند شفاعت و توبه در كار نباشد تا گناهكار آمرزيده را بر گناهكار نا آمرزيده ترجيح دهد ، و اين همان مغفرت گزافي است ، كه ما ردش كرديم ، و استدلالهايي هم كه بر گفته خود كرده‏اند هيچ يك درست نيست .

 

از آن جمله ، آلوسي در تفسير روح المعاني براي اثبات اين مدعا كه مغفرت در آيه مقيد به توبه نيست به هفده وجه استدلال كرده كه هيچ فايده‏اي دست نداده و در اين شبهه ما كه گفتيم : آمرزيدن بعضي از گناهكاران و نيامرزيدن ديگران سببي مي‏خواهد ، تا گزافي و منافي با حكمت نشود مناقشه كرده .

 

و تنها اطلاق آيه را مقيد به قيد لمن يشاء كرده ، كه در بعضي از قراءتهاي غير مشهور آمده .

 

خواننده عزيز اگر بخواهد به وجوه او واقف شود ، مي‏تواند به تفسير وي مراجعه كند .

 

اين را هم بگوييم كه خواننده خود توجه دارد كه مورد آيه ، شرك و ساير گناهان است ، و از كلام خداي تعالي اين معنا معلوم است كه شرك جز با توبه آمرزيده نمي‏شود پس به هر حال چاره‏اي جز مقيد كردن اطلاق آيه به توبه نداريم .

 

و انيبوا الي ربكم و أسلموا له من قبل أن ياتيكم العذاب ثم لا تنصرون اين آيه عطف است بر جمله لا تقنطوا .

 

و كلمه أنيبوا امر از مصدر انابه است

 

ترجمة الميزان ج : 17ص :426

 

كه به معناي برگشتن به سوي خداست ، كه آن را توبه هم مي‏گويند .

 

و جمله الي ربكم از باب به كار بردن اسم ظاهر در جاي ضمير است ، چون مقتضاي ظاهر كلام اين بود كه بفرمايد : و انيبوا اليه ، وحال آن كه اين طور نفرمود تا به علت اين دستور اشاره كرده باشد ، چون ملاك در برگشتن به سوي خدا همانا صفت ربوبيت اوست .

 

و مراد از اسلام تسليم شدن و منقاد گشتن براي خداست در آنچه اراده مي‏كند .

 

و اگر فرمود : اسلموا و نفرمود آمنوا ، براي اين است كه قبل از اين آيه و بعد از آن سخن از استكبار كفار در برابر حق رفته و مقابل استكبار اسلام است ، نه ايمان .

 

و جمله من قبل أن ياتيكم العذاب ثم لا تنصرون متعلق به دو كلمه أنيبوا و أسلموا است .

 

و مراد از عذاب به قرينه آيات بعد ، عذاب آخرت است ، و به احتمالي بعيد ممكناست مراد مطلق عذابهايي باشد كه توبه بردار نيست ، مانند عذاب استيصال و انقراض ، همچنان كه در باره آن فرموده : فلم يك ينفعهم ايمانهم لما رأوا باسنا سنة الله التي قد خلت في عباده .

 

و مراد از جمله ثم لا تنصرون اين است كه آمرزش هرگز به شما نمي‏رسد ، چون سبب آن محقق نيست ، اما توبه كه مفروض آن است كه توبه نكردند ، و شفاعت هم شامل شرك نمي‏شود .

 

و اتبعوا احسن ما انزل اليكم من ربكم من قبل أن ياتيكم العذاب بغتة و انتم لا تشعرون .

 

اين خطاب عام است و مانند خطاب‏هاي قبلي هم شامل مؤمن و هم كافر مي‏گردد ، براي اينكه قرآن عزيز در باره هر دو طايفه نازل شده است .

 

و در اين آيه دستور مي‏دهد به اينكه از بين آنچه از ناحيه خدا نازل شده ، بهترش را پيروي كنند ، حال ببينيم معناي بهتر چيست ؟ بعضي گفته‏اند : مراد پيروي احكام آن از حلال و حرام است ، نه داستانهاي آن .

 

بعضي ديگر گفته‏اند : منظور پيروي عزائم يعني واجبات و محرمات آن است ، ( نه مستحبات و مكروهات ) ، بعضي ديگر گفته‏اند : مراد دستوراتي است كه بدان امر و از آن نهي كرده ، چون بجا آوردن واجبات و مستحبات و اجتناب از محرمات و مكروهات .

 

بعضي ديگر گفته‏اند : پيروي ناسخ آناست ، نه منسوخ .

 

و بعضي

 

ترجمة الميزان ج : 17ص :427

 

ديگر گفته‏اند منظور از جمله ما أنزل تمامي كتابهاي آسماني است ، و منظور از احسن - بهتر آنها قرآن است .

 

پس پيروي از بهترين دستوري كه نازل شده همان پيروي از قرآن است.

 

و انصاف اين است كه جمله و أسلموا له كه در آيه قبلي بود ، شامل مضمون همه اين اقوال مي‏شود .

 

پس حمل كردن آيه و اتبعوا احسن ما انزل اليكم بر يكي از آنها تقريبا تكراري است بي‏جهت .

 

و بعيد نيست مراد از أحسن ما انزل خطابهايي باشد كه به طريقه به كار بردن حق عبوديت در راه امتثال خطابهاي الهي اشاره مي‏كند ، چه آنها كه مربوط به عقايد است و چه آنها كه مربوط به اعمال ، مانند خطابهايي كه دعوت به استغراق در ذكر خداي تعالي مي‏كند .

 

و نيز دعوت به حب خدا و تقواي از او به حق ، و به اخلاص دين براي او مي‏كند ، چون پيروي اين خطابها انسان را به حياتي طيب زنده مي‏كند و روح ايمان را در او مي‏دمد و اعمالش را صالح مي‏سازد ، و او را در ولايت خدا يعني كرامتي كه مافوقش كرامت نيست ، داخل مي‏نمايد .

 

من قبل أن ياتيكم العذاب بغتة و انتم لا تشعرون - اين آيه مناسبتر است با آن معنايي كه ما گفتيم ، براي اينكه غالبا در جايي دعوت به عمل را با تهديد به فوت وقت مي‏آورند و مي‏گويند تا فرصت از دست نرفته و ناگهان مانعي فرصت را از دستت نگرفته اين كار را انجام بده كه طرف مقابل در انجام آن عمل امروز و فردا مي‏كند ، و دل خود را به اين خوش دارد كه اگر امروز نشد فردا انجام مي‏دهم ، در چنين جايي است كه دعوت كننده او را تهديد مي‏كند ، به پيش آمدن ناگهاني موانع ، و از دست رفتن فرصت ، و اين طرز بيان و اين نحوه دعوت با اصلاح باطن سازگارتر است تا موارد اصلاح ظاهر و آوردن كالبد بي‏روح عمل .

 

خلاصه بيشتر در مواردي اين تهديد را مي‏آورند كه مي‏خواهند طرف را به اصطلاح به باطن خود دعوت كنند ، و گر نه آوردن عملي بي‏روح اين همه اهميت ندارد كه پاي چنين تهديدي در ميان آيد .

 

پس منظور از احسن ما انزل همان خطابهايي است كه با باطن انسانها سر و كار دارد ، و مي‏خواهد آنجا را اصلاح كند ، مانند خطابهايي كه به يادآوري خدا و محبت ورزيدن به او ، و ترس از او و اخلاص دين براي او دعوت مي‏كند ، همچنان كه آيه يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم و اعلموا ان الله يحول بين المرء و قلبه .

 

قريب به همين معنا را افاده مي‏كند .

 


ترجمة الميزان ج : 17ص :428

 

أن تقول نفس يا حسرتا علي ما فرطت في جنب الله ... در مجمع البيان گفته : كلمه تفريط به معناي اهمال كاري در عملي است كه بايد فورا به آن اقدام نمود ، تا جايي كه وقتش فوت شود .

 

و نيز در معناي كلمه يا حسرتا گفته : تحسر به معناي غم خوردن از چيزي است كه وقتش فوت شده باشد ، به خاطر انحسار ( متضرر شدن ) آدمي به صورتي كه ديگر تداركش ممكن نباشد .

 

و راغب در معناي كلمه جنب گفته در اصل به معناي عضو ( پهلو ) بوده ، سپس به طور استعاره در سمت آن عضو استعمال كرده‏اند ، چون عادتشان در ساير اعضاء نيز بر اين بوده كه نام آن را در سمت آن به نحو استعاره استعمال مي‏كردند .

 

مانند راست و چپ و بنا بر اين جنب الله كه به معناي جانب و ناحيه خدا است عبارت است از چيزهايي كه بر عبد واجب است با خداي خود معامله نموده از سوي خود به سوي خدا روانه كند و مصداق آن اين است كه تنها او را عبادت كند و از نافرماني او اجتناب ورزد .

 

و تفريط در جنب خدا به معناي كوتاهي در آن است .

 

و در جمله و ان كنت لمن الساخرين كلمه ان مخفف ان است .

 

و ساخرين اسم فاعل از سخر به معناي استهزاء كنندگان مي‏باشد .

 

و معناي آيه چنين است : اگر من شما را به اين خطاب مخاطب مي‏سازم ، تنها بدان جهت است كه بيم آن مي‏رود - و يا تا آنكه نكند - يكي از شما بگويد : وا حسرتا ! از آن كوتاهي كه من در جانب خدا كردم ، و من به درستي از استهزاء كنندگان بودم .

 

و محل گفتن اين سخن قيامت است .

 

أو تقول لو ان الله هديني لكنت من المتقين ضمير در تقول به همان نفس برمي‏گردد ، و مراد از هدايت در هديني ارشاد و نشان دادن راه است ، و معنايش اين است : تا آنكه كسي نگويد : اگر خدا راهنمائيم مي‏كرد از پرهيزكاران مي‏بودم ، در حقيقت با اين خطاب عذر و بهانه را از دست كفار مي‏گيرد .

 

أو تقول حين تري العذاب لو أن لي كرة فاكون من المحسنين كلمه لو براي تمني است ( كه در فارسي مي‏گوييم : اي كاش) .

 

و كلمه كرة

 

ترجمة الميزان ج : 17ص :429

 

به معناي برگشت است .

 

و معناي آيه چنين است : و يا ، تا آن كه نكند كسي و آرزومندي هنگام ديدن عذاب روز قيامت بگويد : اي كاش برگشتي به دنيا بود ، در نتيجه من از نيكوكاران مي‏شدم .

 

بلي قد جاءتك اياتي فكذبت بها و استكبرت و كنت من الكافرين اين آيه رد و پاسخ خصوص كلام دوم او است كه مي‏گفت : اگر خدا مرا هدايت كرده بود از پرهيزكاران مي‏بودم و اين جواب را خداي تعالي در قيامت مي‏دهد ، همچنان كه سخن او هم در همان موطن است .

 

و سياق جواب ، شاهد بر آن است .

 

در اين آيات بين سخن كافر و جوابش آيه أو تقول حين تري ... ، فاصله شده و جوابي هم به آن نداده ، تنها جواب از سخن دوم او را داده است ، كه گفت : لو أن الله هديني لكنت من المتقين .

 

و دليلش اين است كه : اين سه جمله‏اي كه از نفس نقل كرده ، مترتب بر ترتيب صدورش از مجرمين است ، چون در قيامت مجرمين متوجه مي‏شوند كه امروز روزي است كه جزاي اعمال را مي‏دهند و ايشان در عمل كوتاهي كرده‏اند ، و وقت تدارك هم گذشته ، لذا حسرت مي‏خورند و به حسرت فرياد مي‏زنند و مي‏گويند يا حسرتا علي ما فرطت .

 

در خصوص اين اظهار حسرت در جاي ديگر فرموده : حتي اذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا علي ما فرطنا فيها .

 

آنگاه وقتي به حسابشان رسيدگي شد و به متقين دستور داده شود كه به بهشت در آيند و گفته مي‏شود : و امتازوا اليوم ايها المجرمون ، آن وقت تعلل كرده مي‏گويند : لو ان الله هديني لكنت من المتقين - اگر خدا مرا هم هدايت كرده بود ، از متقيان مي‏بودم .

 

و چون دستور مي‏رسد كه به آتش در آيند و بر كنار آتششان مي‏برند ، و سپس به آتشواردشان مي‏كنند آرزو مي‏كنند اي كاش به دنيا برمي‏گشتند تا در آنجا كار نيك كنند و سعادتمند شوند : أو تقول حين تري العذاب لو ان لي كرة .

 

در جاي ديگر راجع به همين آرزو مي‏فرمايد : و لو تري اذ وقفوا علي النار فقالوا يا ليتنا نرد و لا نكذب بايات ربنا و نكون من المؤمنين ، و نيز از قول ايشان حكايت كرده كه خواهند گفت : ربنا أخرجنا منها فان عدنا

 

ترجمة الميزان ج : 17ص :430

 

فانا ظالمون .

 

سپس ، بعد از آنكه اقوال را با ترتيبي كه در آنها است نقل كرده شروع نموده به جواب دادن و اگر جمله اول را كه در آخر همه سخنان جواب داده ، در آخر سخنان و متصل به جواب مي‏آورد و يا جواب را جلوتر و متصل به آن كلام قرار مي‏داد ، نظم كلام بهم مي‏خورد .

 

و به طوري كه ملاحظه مي‏كنيد از بين اين سه سخن ، تنها سخن دوم را كه گفتند : لو ان الله هديني ... پاسخ داده ، و از پاسخ آن دو جمله ديگر يعني اولي و سومي خودداري نموده و اين بدان جهت است كه جمله اولي مساله استهزاء به حق و به اهل حق بود .

 

و در جمله سومي آرزو مي‏كردند كه به دنيا برگردند ، و خداي سبحان در روز قيامت اين طايفه را زجر مي‏دهد ، و نمي‏گذارد سخني بگويند و پاسخي هم به سخن ايشان نمي‏دهد ، همچنان كه آيه شريفه زير بدان اشاره مي‏كند : قالوا ربنا غلبت علينا شقوتنا و كنا قوما ضالين ربنا أخرجنا منها فان عدنا فانا ظالمون قال اخسؤا فيها و لا تكلمون انه كان فريق من عبادي يقولون ربنا آمنا فاغفر لنا و ارحمنا و انت خير الراحمين فاتخذتموهم سخريا حتي أنسوكم ذكري و كنتم منهم تضحكون اني جزيتهم اليوم بما صبروا انهم هم الفائزون .

 

و يوم القيمة تري الذين كذبوا علي الله وجوههم مسودة ا ليس في جهنم مثوي للمتكبرين كذب بر خدا به همين است كه كسي بگويد : خدا شريك دارد و يا بگويد خدا فرزند

 

ترجمة الميزان ج : 17ص :431

 

دارد ، و يكي هم عبارت است از بدعت گذاشتن در دين .

 

و سواد وجه ( و رو سياهي ) نشانه ذلت است كه سزاي تكبر ايشان است ، و به همين جهت فرمود : أ ليس في جهنم مثوي للمتكبرين .

 

و ينجي الله الذين اتقوا بمفازتهم لا يمسهم السوء و لا هم يحزنون ظاهرا كلمه مفازه مصدر ميمي از فوز به معناي رستگاري باشد كه عبارت مي‏شود از ظفر يافتن و رسيدن به هدف .

 

و حرف باء كه بر سر اين كلمه در آمده باي ملابست و يا سببيت است ، پس فوزي كه خدا حكم آن را برايشان رانده ، سبب نجات ايشان است .

 

و جمله لا يمسهم ... ، بيان اين نجات دادن است ، گويا فرموده : خداوند نجاتشان مي‏دهد ، و ديگر نه از خارج بدي و ناملايمي به ايشان مي‏رسد و نه از درون اندوهي آزارشان مي‏دهد .

 

و اين آيه شريفه نظري دارد به آيه اني جزيتهم اليوم بما صبروا انهم هم الفائزون كه در ذيل آيات سوره مؤمنون در چند سطر قبل گذشت دقت بفرماييد و از اين نكته غافل نمانيد .

 

بحث روايتي

 

در مجمع البيان از امير المؤمنين (عليه‏السلام‏) روايت كرده كه فرمود : در قرآن كريم هيچ آيه‏اي به قدر آيه يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم ... گشايش‏آورتر نيست .

 

مؤلف : اين روايت را الدر المنثور هم از ابن جرير ، از ابن سيرين ، از آن جناب نقل كرده و - ان شاء الله - بزودي در تفسير سوره ليل ، همين روايت را از آن جناب نقل مي‏كنيم ، كه خود آن حضرت فرموده : در قرآن هيچ آيه‏اي اميدواركننده‏تر از آيه و لسوف يعطيك ربك فترضي نيست .

 

و نيز در الدر المنثور است كه احمد ، ابن جرير ، ابن ابي حاتم ، و ابن مردويه و بيهقي - در كتاب شعب الايمان - از ثوبان روايت آورده‏اند ، كه گفت : من از رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏)

 

ترجمة الميزان ج : 17ص :432

 

شنيدم كه فرمود : من دوست نمي‏دارم كه دنياو آنچه را كه در آن است با آيه يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم ... معاوضه كنم .

 

پس مردي عرضه داشت : يا رسول الله ! آيا اين آيه شرك را هم شامل مي‏شود ؟ رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) سكوت كرد ، و سپس فرمود : نه ، شرك را شامل نيست .

 

مؤلف : در اين روايت اشكالي است و آن اشكال در تفسير خود آيه گذشت ، كه گفتيم : مورد آيه مساله شرك است و آيه مقيد شده به توبه .

 

و نيز در همان كتاب است كه ابن ابي شيبه ، و مسلم ، از ابي ايوب انصاري روايت كرده‏اند كه گفت : از رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) شنيدم كه فرمود : اگر شما گناه نمي‏كرديد خداي تعالي خلقي مي‏آفريد تا گناه كنند ، و او بيامرزد .

 

مؤلف : مغفرتي كه در اين حديث آمده با قيود و اسبابي كه براي مغفرت هست - مانند توبه و شفاعت - منافاتي ندارد .

 

و در مجمع البيان آمده كه بعضي گفته‏اند : آيه يا عبادي الذين اسرفوا ... در باره وحشي قاتل حمزه نازل شد .

 

و آن ، هنگامي بود كه وي مي‏خواست مسلمان شود مي‏ترسيد توبه‏اش قبول نشود .

 

پس همين كه آيه نازل شد ، اسلام آورد .

 

بعضي از صحابه پرسيدند : يا رسول الله ! آيا اين آيه بخصوص در باره قبول توبه وحشي نازل شده ، و يا براي عموم مسلمين است ؟ فرمود : نه ، براي عموم مسلمانان است .

 

و از كتاب سعد السعود تاليف ابن طاووس ، به نقل از تفسير كلبي آمده كه وحشي و جماعتي نزد رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) پيام فرستادند ، كه چرا بايد ما از دين تو محروم باشيم ، هيچ مانعي براي ما نيست جز اينكه از كتاب تو شنيده‏ايم كه مي‏فرمايد : هر كس با الله خداياني ديگر بخواند و قتل نفس و زنا كند اثر گناه خود را مي‏بيند .

 

و در آتش جاودان است و ما همه اين كارهاي زشت را كرده‏ايم رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) پيام فرستاد كه : الا من تاب و آمن و عمل صالحا آن جماعت پيام دادند ممكن است ايمان بياوريم ، و توبه هم بكنيم ، ولي خوف داريم كه عمل صالح به جا نياوريم .

 

باز رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) پيام فرستاد : ان الله لا يغفر أن يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء گفتند : مي‏ترسيم كه داخل در مشيت قرار نگيريم .

 

ايشان در

 

ترجمة الميزان ج : 17ص :433

 

پاسخشان اين آيه را فرستاد : يا عبادي الذين أسرفوا علي أنفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعا پس آن جمعيت آمدند و مسلمان شدند .

 

پس رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله‏وسلّم‏) به وحشي فرمود : تا مي‏تواني با من رو برو مشو كه من نمي‏توانم قاتل حمزه عمويم را ببينم ، لذا وحشي به شام رفت ، و در اثر ميگساري بمرد .

 

مؤلف : قريب به اين مضمون را الدر المنثور به چند طريق روايت كرده و در بعضي از آن طريقها آمده كه آيه يا عبادي الذين أسرفوا ... در باره او نازل شده همان طور كه در خبر سابق مجمع البيان آمده بود .

 

ولي يك اشكال ، اين روايت را ضعيف مي‏كند ، و آن اين است كه سوره مورد بحث در مكه نازل شده ، و وحشي بعد از هجرت ، مسلمان شده .

 

علاوه بر اين ، از ظاهر خبر برمي‏آيد كه اطلاق مغفرت در آيه مقيد به توبه نشده ، و حال آنكه توجه فرموديد كه سياق با اين سخن سازگار نيست .

 

و اينكه در روايت آمده كه : فمات في الخمر - وي در شام در اثر ميگساري بمرد ، احتمال دارد كه اين كلمه خمر - به فتحه خاء و تشديد ميم - باشد كه نام محلي از اطراف مدينه است ، و احتمال هم دارد غلطي از ناسخ باعث شده حمص را خمر بنويسد .

 

و احتمال هم دارد كه مراد آن باشد كه وي به خاطر ميگساري مرده است ، چون وحشي هميشه ميگساري مي‏كرده ، و چند نوبت به خاطر همين گناه تازيانه خورد ، بعد رهايش كردند .

 

در اين بين روايات بسياري هم از ائمه اهل بيت (عليهم‏السلام‏) آمده كه آيات مورد بحث را بر شيعيان خود تطبيق كرده‏اند و جنب الله را عبارت از ايشان دانسته‏اند و همه اين روايات و آن روايات از باب تطبيق مصداق بر آيه است ، نه از باب تفسير ، و به همين جهت ما از ايراد آنها خودداري نموديم .

 

 

 



برچسب ها : زمر,آيه,قرآن,رحمت,توبه,بخشش,عنايت,

نوشته شده در: يکشنبه 9 تير 1392 ساعت: 09:45 توسط بنده خدا |

0 نظر و 0 پاسخ به مايوس نشدن از رحمت خدا (زمر آيه 53)

    » ارسال نظرات


    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) =D> :S

    صفحات وبلاگ

    اخرین مطالب ارسالی

    مطالب پربازدید

    مطالب تصادفی

    نكته

    بنده خدا

    انتظار

      اميد در خواب
      خون شد دل من از اين جدايي اي دوست
      تا چند بنالم كه كحايي ؟ اي دوست
      هر شب به اميد سر نهم بر بالين
      شايد تو به خواب من بيايي اي دوست

    خبرنامه

    با عضویت در خبرنامه از جدیدترین مطالب با خبر شوید. ( برای عضویت ایمیل خود را وارد نمایید )

    امکانات


    -----

    " by pagerank"

    پشتیبانی